
دامون برای شما خستگی دیگه معنی نداره برو عزیزم سولین باشه ای گفتو از پله ها بالا رفت دامون وقتی خیالش از اینکه سولین رفته راحت شد به سمتم اومدو اخمی کرد آوا مووی کره تو داری واضح همه چیرو به روش میاری پاشا این چه طرز درمون روانه؟ سولین نباید تنها بمونه اینو صدبار بهتون گفتم نکنه این مدت که من نبودم بهداد خان اجازه دادی تنها باشه؟ بهداد نه بابا منو سولین همش باهم بودیم بیشترم بیرون بودیم به نذاشتم تنها بمونه حتی بعضی وقتا نصف شب میرفتم بهش سر میزدم که وقتی میدیدم خوابه برمیگشتم اتاقم چشم غره ای بهش رفتم که یکم هول کرد شبا دیگه نیازی نیست بری بهش سر بزنی آوا مووی کره ای اینقدر بهش گیر ندید اون داره خوب میشه پس به روش نیارید بهداد از روی مبل بلند شدو دستی به تیشرتش کشیدو یکم پایینش کشید چشمکی بهمون زدو با لحن بامزه و شیطونی گفت: بهداد انگار ما شانسمون از همخونه شدن با دختر فقط افسرده هاشونه میرم پیش شهرزاد نانسی چیزی بهت نگفته بهداد؟ بهداد نه ولی از طرف تو یه سرویس براش گرفتم پوفی کشیدمو دستی به موهام کشیدم
آوا مووی سریال کره ای میتونم قسم بخورم
آوا مووی سریال کره ای میتونم قسم بخورم خودت یه کادو براش نخریدی همش بهداد از طرف تو بهش کادو میده بهداد دختر صبوریه اعتراض هم نمیکنه این مدت از دلش در میارم کم کم باید تو این بحث جدی بشم شما نگران نباشید بهداد باشه من برم پیش اون یکی فعال پاشا توهم برو یکم استراحت کن عصر میریم یه سر به شرکت میزنیم باشه ای گفتمو با سر حرفشو تایید کردم بهداد از سرجاش بلند شد به سمتم اومدو خم شد به آرومی کنار گوشم گفت: بهداد ممنون که یکی کپی مامانمو پیدا کردی و بعد ازم فاصله گرفتو از خونه بیرون زد کالفه دستی توی موهام کشیدمو چشمامو بستم آوا مووی کره که شاهد همه چیز بود پوفی کشیدو سری به نشونه تاسف تکون داد آوا مووی کرهی از اولش آوردنش به اینجا کار اشتباهی بود باید قبل از اینکه بهداد بهش وابسته بشه براش یه کاری بکنم وابسته؟دیوونه بهداد به چشم مادرش به شهرزاد نگاه میکنه دیوونه شدی؟
آوا مووی سریال کره ای شهرزاد بیست و یک سالشه
آوا مووی سریال کره ای شهرزاد بیست و یک سالشه یعنی سه چهارسال از بهداد کوچیک تره به چشم مادر چیه امکان داره چون شبیه مامانشه بهش وابسته بشه آوا مووی کره ای حرفمو با تکون دادن سرش تایید کرد دستاشو توی جیبش بردو چشماشو کوتاه روی هم بستو بازش کرد آوا مووی کره فکر نکنم اینطوری بشه خیلی سخته آدم با دختری ازدواج کنه که قیافش شبیه مادرش باشه اونم مادرش که فوت شده این قضیه فرق میکنه هرچند بهداد عاقل تر از این حرفاس اما باید حواسم بهش باشه شهرزاد روی تاب سفید رنگی که داخل باغ بود نشسته بودم و خیره به استخر روبه روم توی فکر فرو رفته بودم این مدت که پسرا دنبال کارام بودن احساس میکردم با اومدنم به اینجا همه چی درست میشه اما هنوز از راه نرسیده احساس میکردم که هیچی درست نمیشه احساس غریبی بهم دست میداد من فقط پاشارو میشناختم
این مدت هم با آوا مووی کرهی آشنا شده بودم
این مدت هم با آوا مووی کرهی آشنا شده بودم اما هنوز برام غریبه بودن به مادرم گفته بودم که با پاشا میاییم انگلیس اما به برادرم چیزی نگفته بودم اگه میدونست امکان داشت مانعم بشه امروز پروازمون نشسته بود یه پرواز طوالنی و واقعا خسته کننده وقتی یاد جروبحث های بین خودمو آوا مووی سریال کره ای می افتادم خندم میگرفت شماره صندلی آوا مووی کره ای کنار پنجره بود اما خب چون من ازش خواستم که بذاره من گوشه بشینم با حرص قبول کرد پاشا هم بینمون نشست اولین پروازم بود به خاطرهمین میترسیدم اما وقتی حضور پاشارو کنار خودم حس میکردم دلگرم میشدم و سعی میکردم به ابرا و زیبایی های آسمون نگاه کنم و به چیزی فکر نکنم الانم که اومده بودیم
- اینجا احساس میکردم که قراره اتفاقات زیادی بیفته از اینجا که نمیتونستم فرار کنم چون توی این مملکت غریب نه جاییرو میشناختم و نه کسیرو داشتم خونه پاشا یه ویالیی بزرگ بود که البته طبق حرف خودش خونه مادرش بود که وقتی فوت شد دلش نیومد بفروشتش همینجا موندن وارثشم پاشا و خواهرش میشد که چون خواهرشم فوت میشه به بهداد میرسه اما بهداد هیچ سهمی از هیچ چیزی نخواسته بود به خاطرهمین فعال همه اینجا تمام و کمال به اسم پاشا بود ویالی قشنگی بود سرسبز و معرکه از اتاقمم خوشم اومده بود
- بزرگ با همه جور امکانات قبل از اومدن همراهه پاشا کلی خرید کرده بودیم به خاطرهمین از نظر لباس هیچ کمبودی نداشتم اما خب اتاقمم تجهیزاتش کامل بود که همه اینا باعث میشد بیشتر شرمنده پاشا بشم اما وقتی یه کار پیدا کردم همشو براش جبران میکردم نمیذاشتم زیر دینش باقی بمونم هنوز چیزی نشده دلم برای مادرم تنگ شده بود کاش میتونستم بهش زنگ بزنم از اینکه سالم رسیدم دلگرمش کنم اما خب نمیشد تازه سیم کارت هم نداشتم آخه پاشا سیم کارتمو سوزونده بود آوا مووی کره خان هم پریشب حواسش نبود زد موبایل خوشگلمو داغون کرد دیگه الان هیچی نداشتم.