
شهرزاد ببخشید دیر کردم هرچند شمام شروع کردید بهداد بیا گلم اینجا کنار من بشین تا برات غذا بکشم مشکلی نیست سعی کردم خودمو به بی خیالی بزنم و اصال به توجه کردنای بهداد توجهی نکنم ادرس جدید سایت همسریابی نازیار لبخندی روی لباش نشوندو کنار بهداد نشست دامون زیرچشمی به ادرس جدید سایت همسریابی نگاه کرد سولین بلند شد برای ادرس جدید سایت همسریابی حافظون ظرف آورد که بهداد سریع گفت: بهداد جیگولی من چرا بلند شدی من خودم براش ظرف میاوردم سولین اشکالی نداره چه فرقی میکنه...
بیا عزیزم میخواستم بیدارت کنم اما گفتم شاید بخوایی فعال بخوابی آدرس جدید سایت همسریابی توران 81 نه خوب کردی که بیدارم نکردی بهداد گفته بود هروقت بیدار بشم برام خودش غذا میاره مگه نه بهداد جون؟ بهداد درحالیکه داشت برای شهرزاد برنج میکشید سری به نشونه آره تکون دادو لبخند مردونه ای زد زیرچشمی به دامون نگاه کردم که داشت از دیدن این صحنه حرص میخورد البته شاید من داشتم اشتباه تعبیرش میکردم وگرنه چه دلیلی داره دامون حرص بخوره سولین ادرس جدید سایت همسریابی بهترین همسر فردا باهام میایی بریم خرید؟
شهرزاد البته که میام اتفاقا منم یکم خرید دارم دامون من میبرمتون شهرزادو سولین تشکری کردن و مشغول غذا خوردنشون شدن سعی میکردم به توجه های بهدادو ادرس جدید سایت همسریابی بهم اصال اهمیتی ندم هرچند روی اعصابم بود سولین به سمتم برگشت سولین پاشا چرا ساکتی؟ بحث پیش بیارید تا حرف بزنیم سولین به نانسی خبر دادی؟ هنوز نه برای خبر دادن بهش برنامه دارم بهداد داداش معلومه حسابی دست به کار شدیا ایهیم تمام این مدت باهاش سرد بودم میخوام جبران کنم و از دلش در بیارم زیر چشمی به ادرس جدید سایت همسریابی حافظون نگاه کردم که ریلکس داشت غذا میخورد باکالس شده بود و رفتاراش تغییر کرده بود دیگه ادرس جدید سایت همسریابی نازیار توی ایران نبود تبدیل به یه دختر دیگه شده بود که به نظرم این یکی بیشتر بهش می اومد به سمت سولین برگشتم درحالیکه یکم سس روی ساالدم میریختم روبهش گفتم: کالس رقصت چه طور پیش میره؟ سولین هوف یکم سخت شده پاشا امروز حسابی خسته شدم ادرس جدید سایت همسریابی بهترین همسر سالسا کار میکنی؟ سولین آره خیلی رقص سالسا دوست دارم آدرس جدید سایت همسریابی پیوند منم همینطور دامون خب چرا توهم باهاش نمیری؟ ادرس جدید سایت همسریابی غذا خوردنش متوقف شد سرشو باال آورد و به دامون نگاه کرد اونم یکم برای خودش ساالد کشیدو جدی به شهرزاد نگاه کرد دامون وقتی دوسش داری پس درنگ کردن معنی نداره
وای راست میگه ادرس جدید سایت همسریابی حافظون اینطوری میتونیم
روزای فرد سولین کلاس داره اینطوری باهم میرید سولین وای راست میگه ادرس جدید سایت همسریابی حافظون اینطوری میتونیم باهم تمرین کنیم درضمن این رقص بهت خیلی میاد شهرزاد به سمت بهداد برگشت با دیدن درخشش چشماش حس کردم یه جوری شدم اما اصال اهمیتی ندادم ادرس جدید سایت همسریابی نازیار نظر تو چیه بهداد؟ سولین یه تای ابروش باال پرید و به بهداد نگاه کرد بهداد هم یکم از نوشابش خوردو به صندلی تکیه داد بعد به سمت آدرس جدید سایت همسریابی پیوند برگشت و با لحن مهربونی گفت: بهداد نظرم موافق نظرته با سولین میری میایی تازه حوصلتم سر نمیره دامون من ثبت نامش میکنم ادرس جدید سایت همسریابی بهترین همسر نه نیازی نیست شما زحمت بکشی خودم همراهه سولین میرم ثبت نام میکنم سولین ادرس جدید سایت همسریابی حافظون جون طرف دوست دامونه اینطوری هم یه تخفیفی میگیری هم پارتی خوبی میشه واست ادرس جدید سایت همسریابی که معلوم بود هنوز دلش راضی نشده یکم این پا اون پا کرد انگار داشت پشیمون میشد سرشو پایین انداخت و خودشو به خوردن غذا مشغول کرد بعد درحالیکه سعی میکرد به کسی نگاه نکنه گفت: شهرزاد بهتره اول یه کار پیدا کنم بعد... بهداد حرفشو نزن پس من اینجا چی کارم دامون من شهریه ترم اولو میدم تا اون موقع کارم پیدا میکنی ادرس جدید سایت همسریابی نمیخوام زیر دین کسی برم تمام مدت سکوت کرده بودم و شاهد بحثشون بودم به شهرزاد نگاه کردم که هم ناراحت بود هم کالفه سولین به سمتم برگشت و برام چشم و ابرویی اومد تا یه کاری کنم اما من شونه ای با بیخیالی بالا دادم
چرا این دوتا جدیدا اینقدر به ادرس جدید سایت همسریابی اهمیت میدن؟
نظاره گر بحث بین دامونو بهداد سر شهریه آدرس جدید سایت همسریابی توران 81 شدم چرا این دوتا جدیدا اینقدر به ادرس جدید سایت همسریابی اهمیت میدن؟حاال بهداد به هرحال اما دامون... نیازی نیست کسی شهریه شهرزادو پرداخت کنه مسئولیتش با منه خودم شهریشو میدم آدرس جدید سایت همسریابی آناهیتا یه تای ابروش باال پرید و به سمتم برگشت با اخم بهش نگاه کردم بهداد و دامون سکوت کردن و به سمت شهرزاد برگشتن تا ببینن عکس العملش چیه آدرس جدید سایت همسریابی توران 81 اما من بچه نیستم تا کسی مسئولیتمو برعهده بگیره دایی جان همه از شنیدن این حرفش جا خوردن به خصوص خودم اما تنها کسی که ریلکس بود بهداد بود که داشت قاشق پر شده از غذاشو توی دهنش میبرد این االن به من گفت دایی؟ اخمامو توهم بردم دامون و سولین یکم هول کردن دایی؟مگه من دایی توام؟ شهرزاد بهداد اینطور صدات میزنه منم به زبونی اون اینطور صدات میزنم اونوقت شما چرا باید به زبونی بهداد منو صدا بزنی؟