
یک مانتوی قرمز بلند که روی زانوم بود که بغلش برنامه چت ودوستیابی میخورد و جلوش باز بود یک پیراهن قرمز هم رنگ مانتوم هم برداشتم شلوار قد نود کرم و یک روسری نخی کرم رفتم جلوی آینه و بعد باز برنامه چت و دوستیابی ایرانی اشکی بود که روی گونم روونه شد و امروز سهمیه آینه شد کاش زیبایی نداشتم ولی خانواده داشتم کاش.
نخواستم بیشتر حالمو بد کنم سریع لباسامو تنم کردم و از توی جا کفشی اتاق یک کفش قرمز هم برداشتم آدمی نبودم که خیلی برنامه چت و دوستیابی رایگان لباس بپوشم امروزم فقط برای این بود که یکم فقط یکم دلم شاد شه برنامه چت و دوستیابی بدون پول یک رژ مات قرمز هم زدم با ریمل و خط چشم گفته بود مثل توی مهمونی لباس بپوشیم شاید کسی مواظبمون باشه و تعقیبمون کنه هیچوقت عادت نداشتم کیف بردارم فقط در مواقع خیلی کم برای همین گوشیم رو دستم گرفتمو رفتم بیرون برنامه چت ودوستیابی آماده بود و روی مبل نشسته بود متوجه ی اومدن من نشدم رفتم سمتش و زدم روی شونش کجایی تو؟
همینجام پاشو بریم که منتظرن. باهم به سپت در ورودی رفتیم تیپ اسپرت زده بود سوار ماشین شدیم عقب نشستم که مهسا جلو بشینه و برنامه چت و دوستیابی بدون پول کسی تعقیبمون کرد ضایع نشه این دو نامزد نیستن توی راه هیچ حرفی نزدیم امیر فکر میکرد ازش دلخورم ولی اصل ازش ناراحت و دلخور نبودم شاید کار من بد بود نباید غرورشو میشکستم اصل اون تقصیر کار نبود قلب منم فکر کردن به گذشته داغون کرد و.. .
برنامه چت و دوستیابی ناشناس فارسی خونه ای که عمو مهیار قبل از رفتنش
رسیدیم دم در خونه ی برنامه چت و دوستیابی ناشناس فارسی خونه ای که عمو مهیار قبل از رفتنش به فرانسه برای برنامه چت و دوستیابی رایگان خرید میدونم فقط به خاطر من اینجائه برنامه چت و دوستیابی ناشناس فارسی بیش از حد خوبه بیش از حد! یک ده دقیقه دم در بودیم ولی نیومد بهش پیام دادم: - مهی بیا دیگه منتظریم دم در. عه باشه باشه اومدم. تک خنده ای کردم بعد از یک دقیقه مهسا در حالی که نفس نفس میزد اومد پایین آقا برنامه چت و دوستیابی نزدیکا - سلم ستیا بهتری ؟ عسل جون مرسی گلم تو خوبی؟
برنامه چت و دوستیابی رایگان بهتره بشینید تو ماشین حرفا رو بزنید. برنامه چت و دوستیابی بدون پول رفت جلو نشست یک مانتو سورمه ای کوتاه پوشیده بود با شلوار لی با شلوار و کیف و روسری نخی آبی آسمانی آرایششم ساده ولی در عین حال شیک بود!
برنامه چت و دوستیابی ایرانی گوش می کردم
برنامه چت ودوستیابی دستشو برد سمت ضبط و ضبطو روشن کرد و آهنگی که من همیشه با برنامه چت و دوستیابی ایرانی گوش می کردم و هیچکس نمی دونست توی ماشین پیچید: عشق چشم بسته دلو بهت دادم با پای خودم به دامت افتادم دیگه چی میخوای از جونه یه آدم عشق تو این قهر و آشتیای یه ریزی بهم میزنی هی مگه مریضی با این همه باز چه عزیزی عشق بوسه ای وسط پیشونی یه زخمی که تا همیشه می مونی به جونه خودت درد بی درمونی عشق یه غمه قشنگه پر طرفداری حیف تو فقط که مردم آزاری میای و میری چه بیکاری آهای برنامه چت و دوستیابی ناشناس فارسی عشق فرشته ی عذاب عشق حریفه تو نمیشه این قلبه بی صاحاب عشق منو دیوونه میخوای تو اینجوری خوشی عشق ولی بازم دمت گرم چه زیبا میکشی عشق عشق با توام کولیه هر جایی اول میکشونی کنجه تنهایی بعد خودت واسم میخونی لالایی عشق با یه آهنگ تویه گشت شبونه گاهی حتی با یه عطر زنونه پیدات میشه با هر بهونه آهای برنامه چت و دوستیابی فارسی عشق فرشته ی عذاب عشق حریفه تو نمیشه این قلبه بی صاحاب عشق منو دیوونه میخوای تو اینجوری خوشی عشق ولی بازم دمت گرم چه زیبا میکشی عشق برنامه چت و دوستیابی نزدیکا اشکام گونه هام رو پر کرده بود بازم حسان بازم یاد حسان بازم یک اسم چهار حرفی که توی دلمه چرا واقعا چرا ولم کرد ولی من به برنامه چت ودوستیابی قول دادم پس نباید گریه کنم من باید فراموش کنم