ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل محمد
محمد
35 ساله از تهران
تصویر پروفایل مریم
مریم
31 ساله از تهران
تصویر پروفایل لیلی
لیلی
35 ساله از تهران
تصویر پروفایل برکه
برکه
40 ساله از تهران
تصویر پروفایل سعید
سعید
33 ساله از مشهد
تصویر پروفایل علی
علی
45 ساله از شیراز
تصویر پروفایل سیروس
سیروس
40 ساله از شیراز
تصویر پروفایل مهسا
مهسا
36 ساله از برخوردار و میمه
تصویر پروفایل محمد
محمد
51 ساله از ورامین
تصویر پروفایل گوهر
گوهر
50 ساله از شیراز
تصویر پروفایل امیر
امیر
48 ساله از خارج از کشور
تصویر پروفایل ملیکا
ملیکا
21 ساله از اصفهان

برنامه ی دوستیابی ایران برای ایرانیان

برنامه ی دوستیابی ایران گفتم: چیشد برنامه ی دوستیابی ایرانی رایگان قرار بود تا آخرش باهام باشین؟ به همین زودی انتقام خون پدر و مادرمو فراموش کردید ؟

برنامه ی دوستیابی ایران برای ایرانیان - دوستیابی


تصویر برنامه ی دوستیابی ایران

عصبی خندیدم یک نگاه به مهدی و یک نگاه به برنامه ی دوستیابی ایران انداختم دوست داشتم اصل این خبرو نشنیده باشم خواستم حرفی بزنم که برنامه ی دوستیابی ایرانی گفت:  آره امیر جان؛ تشخیص دادگاه این بوده که صلح اینه و د.. . حرفشو قطع کردم. تک خندی زدم و با لحن آروم و پر بهتی گفتم: صلح؟ کدوم صلحی میگه باید خون پدر و مادر من و کلی بدبخت دیگه پایمال بشه؟ اگه رها رو نگه نمیداشتن کلی اتفاق براش میفتاد میفهمید اینو ؟ برنامه ی دوستیابی ایرانی جدید پرونده شوخی نیست! جون کلی بی گناه درمیونه! من دلیلشو نمیفهمم اخمی کرد و گفت: کسی نگفت قراره خون کسی پایمال بشه، رای دادگاه نظامی اینطور بود! بلند شدم و رفتم سمت خودش و مهدی کلفه خندیدم و گفتم: بچه که نیستم برنامه ی دوستیابی ایران تا کسی درخواست نده که اونا کسی رو معلق نمیکنن! نکنه فکر نیکنید اینم نمیفهمم! با داد گفتم: نا سلمتی برنامه ی دوستیابی ایرانی ios این مملکتم!

 من درخواست دادم.. . نگاه پر بهتمو بهش دوختم و عصبی لب زدم: تو؟ نگاهی به اطراف انداخت و ریلکس گفت: من دیگه ای اینجا میبینی ؟ ارع خود من درخواست دادم! چشمامرو بستم و بارگه های خندهی هیستیریک، زیرلب گفتم: برات متاسفم دوست بودم برات دشمنم شدی! خیلی پستی.. .. خ... خیلی نیم نگاهی به برنامه ی دوستیابی ایرانی انداخت و گفت: خودت متوجه نبودی؛ولی تو دنبال تصفیه حساب شخصی بودی برادر من.. . بین دندونای کلید شدم غریدم: به من نگو برادر... من صدسال سیاه میخوام برادر تو نباشم هه! منو برکنار کردی که خود عوضیت بیای جای من ؟ ادامه داد: بهرحال...بهتر بود افراد دیگه ای غیر از تو به این پرونده رسیدگی کنن نه تویی که برنامه ی دوستیابی ایرانی رایگان طرف خانوادتی و هرچی بشه طرف اونایی! لب زدم: چی میگی مهدی؟

نکنه شما طرف اون قاتلیین؟ دست زدم براشون و گفتم: هه! احسنت آفرین چقدر خوب قانون مداری میکنید بلند شد و مقابلم ایستاد، آروم گفت: گوش کن برنامه ی دوستیابی ایرانی جدید.. . زدم تخت سینش و تو صورتش غریدم: تو گوش کن! تو گوش کن دوست نما! رو به برنامه ی دوستیابی ایران گفتم: چیشد برنامه ی دوستیابی ایرانی رایگان قرار بود تا آخرش باهام باشین؟ به همین زودی انتقام خون پدر و مادرمو فراموش کردید ؟

برنامه ی دوستیابی ایرانی ios رو من کردم

همه ی کارای برنامه ی دوستیابی ایرانی ios رو من کردم خانوادم آسیب دیدن تو این پرونده من خودم کردم بعد حالا که آخرشه از پرونده برکنار شدم مزخزفه همش چرته! رو به مهدی ادامه دادم: تو چی؟ مگه نمیگفتی بابام مثل پدر خودت بود مادرم مثل مادرت ؟چیشد؟

از فرزند شدی بی طرف ؛ شدی ضد خانواده ی رادمهر؟ پدر و مادرت رو یادت رفت نامرد ؟ مگه رس تا مثل خواهرت نبود ؟ چیشد ؟ رو به برنامه ی دوستیابی ایرانی گفتم: برنامه ی دوستیابی ایرانی رایگان بدون اینکه نگاهم کنه گفت: بله؟ ضربه آرومی رو میزش زدم و گفتم: تو چشمام نگاه کنین! ببینین؟دقیقا کدوم عمل من خلف چهارچوب قانون نظامی بود؟ طرف اون بیچاره ها بودم ولی بی طرف عمل میکردم؟

چرا ؟این دلیل منرو قانع نمیکنه؛ برنامه ی دوستیابی ایرانی جدید کی تو گوشتون خونده؟ کی گفته که منو از پرونده معلق کنید ؟

برنامه ی دوستیابی ایرانی ایفون دستام کردم

 من گفتم نتونستم خودمو تحمل کنم، یقشو برنامه ی دوستیابی ایرانی ایفون دستام کردم و چسبوندمش به دیوار، تنها کلمه ای که به ذهنم به کاراش میخورد رو به زبون آوردم: طرف اونایی نه؟خودت بگو لعنتی... خیلی پستی خیلی برنامه ی دوستیابی ایرانی رایگان! هولم داد عقب و عصبی گفت: چی میگی دیوونه؟ من کمتر از تو تلش نکردم واسه این پرونده، حواست به حرفی که میزنی باشه. حواست باشه چی توی دهنت میاری رو به برنامه ی دوستیابی ایرانی با بهت گفتم: برنامه ی دوستیابی ایران این چی میگه؟ بابا لامصبا برنامه ی دوستیابی ایرانی برای ایفون باید یک دلیل برای معلق شدنم داشته

مطالب مشابه