
اینقدر لباسار و همین جوری آویزون کرده بود که یه طرفش پر شده بود و رفته بود بالا ولی اون طرفش می شد یه گیره خالی رو هم دید دلم نیومد بهش بگم به جای این فلسفه بافی ها بهتره یه خورده لباسارو منظم بذاری روش وقتی برگشتم سمتش خیلی جدی داشت ما رو نگاه می کرد حرفم و باور نمی کنین نه؟ ما فقط نگاهش کردیم! خیلی خوب! شالاتون و در بیارین!
بهترین برنامه های دوستیابی اندروید به هم نگاه کردیم!
من و بهترین برنامه های دوستیابی اندروید به هم نگاه کردیم! دربیارین دیگه! هر دو شالمون و برداشتیم برنامه های دوستیابی اندروید یک دستشو زد به کمرش و اون یکی دستش رو هم به سمت چوب لباسی گرفت و گفت: بندازین! خنده ام گرفته بود نرم افزار های دوست یابی اندروید مثل دانشمندایی شده بود که می خواد فریضه اش رو به هر ضرب و زوری هست اثبات کنه بهترین برنامه های دوستیابی اندروید که خوشش اومده بود فوری شالشو پرت کرد منم پشت سرش شال معرفی برنامه های دوستیابی اندروید توی هوا باز شد و درست افتاد روی همون گیره خالی و مال منم یه جایی روی اون کوه لباس قرار گرفت
نرم افزار های دوست یابی اندروید ابرویی بالا انداخت و گفت: دیدین! من نگاه بی خیالی بهش کردم و گفتم: تو که می دونی رشته ما چیه! و دست به سینه نگاهش کردم نرم افزار های دوست یابی اندروید سری تکون داد و گفت: من این فرضیه رو روی چند نفر دیگه هم امتحان کردم و درست در اومد معرفی برنامه های دوستیابی اندروید با تفریح رفت سمت چوب لباسی و شالشو برداشت و عقب تر ایستاد و دوباره پرتش کرد.
برنامه های جدید دوستیابی اندروید دوباره با نیش باز رفت
دوباره افتاد روی چوب لباسی برنامه های جدید دوستیابی اندروید دوباره با نیش باز رفت که شالشو برداره برنامه های دوستیابی اندروید همون جور که با چشم حرکات برنامه های جدید دوستیابی اندروید و دنبال می کرد گفت: سه بار دستم شکسته از دو سه تا تصادف جون سالم به در بردم دانلود برنامه های دوستیابی اندروید این بار ته اتاق وایستاده بود و داشت دوباره شالشو پرت می کرد برنامه های دوستیابی اندروید شال دانلود برنامه های دوستیابی اندروید و توی هوا دنبال کرد و همون جور گفت: وقتی هفت سالم بود داشتم بستنی می خوردم و بازی می کردم خوردم زمین قاشق خورد به دندونم و شکست دست گذاشت روی دندون نیشش و گفت: این!
الان ترمیمش کردم بهترین نرم افزار های دوستیابی اندروید که داشت برای بار دهم می رفت شالشو برداره از کنارم رد شد که من دست دراز کردم و گرفتمش و محکم کششیدمش به سمت خودم بهترین نرم افزار های دوستیابی اندروید یه وری شد و خورد به شونه من منم دست انداختم دور شونه اش و سفت چسبیدمش دیگه داشت می رفت روی اعصابم! با همون وضع به به حرفای برنامه های دوستیابی اندروید گوش دادم: این دیگه شاهکاره