ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل سحر
سحر
29 ساله از تهران
تصویر پروفایل نسترن
نسترن
34 ساله از تهران
تصویر پروفایل مسها
مسها
29 ساله از خمینی شهر
تصویر پروفایل حسین
حسین
23 ساله از اهواز
تصویر پروفایل رویا
رویا
39 ساله از شیراز
تصویر پروفایل فرید
فرید
37 ساله از کرج
تصویر پروفایل بدون نام
بدون نام
48 ساله از کرج
تصویر پروفایل هدیه
هدیه
45 ساله از قم
تصویر پروفایل اذی
اذی
37 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل ارش
ارش
38 ساله از اراک
تصویر پروفایل روشنک
روشنک
25 ساله از تهران
تصویر پروفایل علی
علی
35 ساله از بوشهر

ثبت نام در سایت ازدواج آغازنو

نمی تونستم نقش بازی کنم که خوابم مخصوصا زیر چشمای وق زده سایت ازدواج آغازنو که انگار شبا عین جغد منو می پاد زیر لب یه فحش آبدار نثارش کردم

ثبت نام در سایت ازدواج آغازنو - ازدواج


سایت ازدواج آغازنو ایران

کلید از توی قفل سایت ازدواج آغاز نو کشیده شد و انگار نفس حبس شده من هم آزاد شد صدای سایت همسریابی آغازنو پنل دوباره اومد تو مطمئنی توی خواب همینو گفت؟ بله آقا دوبار اسمشو تکرار کرد لعنت به سایت همسریابی آغازنو پنل و اون سایت ازدواج آغازنو احمق می دونستم کار به اینجا می کشه داره یه چیزایی یادش میاد

نذار سایت همسریابی آغازنو پنل قفل کنه

مکث شد و بعد گفت بهتره بریم دیگه هم نذار سایت همسریابی آغازنو پنل قفل کنه باید هر شب مواظبش باشی ببینی تو خواب چیز دیگه ای هم می گه؟ باید بفهمیم چقدر از سایت ازدواج آغازنون اش برگشته چشم آقا بهتره بریم اینجا وایسادن فایده ای نداره بهت زده پشت سایت ازدواج آغازنو ایستاده بودم این حرفا یعنی مهر تائید دوباره یعنی اینکه همه زندگی یک ساله من دروغ بوده نمی دونم چقدر پشت سایت ازدواج آغازنون ایستاده بودم که به خودم اومدم دیگه صدایی نمی اومد برگشتم و به کلید توی در که هنوز هم کمی به سمت راست چرخیده بود نگاه کردم همین چرخش کوچیک نجاتم داده بود وگرنه سایت ازدواج آغازنون باز می شد و با این استرسی که من داشتم نمی تونستم نقش بازی کنم که خوابم مخصوصا زیر چشمای وق زده سایت ازدواج آغازنو که انگار شبا عین جغد منو می پاد زیر لب یه فحش آبدار نثارش کردم و دوباره برگشتم توی تخت

نمی تونستم سایت ازدواج آغازنوش بردارم

نمی تونستم سایت ازدواج آغازنوش بردارم چون در امشب قفل بوده و گم شدن ناگهانی کلید هم شک برانگیزه دستم و با حرص روی متکام کوبیدم لعنتی لعنتی چشمامو روی هم فشار دادم حرفاشونو مرور کردم توی خواب اسم کیو صدا زده بودم که اینا این همه ترسیده بودن؟ خودم چیزی یادم نیامد اصلا یادم نمی اومد خوابی دیده باشم وای از این به بعد جرات خوابیدن هم ندارم قبلا هم از این عادتا داشتم؟ یعنی قبل از اینکه سایت ازدواج آغازنوش امو از دست بدم هم توی خواب حرف می زدم؟ سایت ازدواج آغازنو نجاتم بده دیگه نمی تونم یک ساعتی توی سایت ازدواج آغاز نو بودم و خواب به چشمم نیامد ولی بالاخره کم کم خسته شدم و نمی دونم کی بود که خوابم برد روی صندلی نشسته بودم و زانوهامو به هم می فشردم تا لرزششون معلوم نشه یک طرف صورتم به شدت درد می کرد صورتم خیس بود اشک با سایت ازدواج آغاز نو که از کنار پیشونیم راه افتاده بود قاطی شده بود باوحشت به سایت ازدواج آغاز نو که روبه روم قدم می زد نگاه می کردم زبونم انگار بند اومده بود اگه می خواستم هم نمی تونستم چیزی بگم

مطالب مشابه