
شاید بچه ها یه چیزی اونجاها پیدا کنن! دستم و کوبیدم روی نقشه ای که محدوده موبایل و نشون می داد و گفتم: خوب نگاه کن! چقدر خونه توی این منقطه است ثبت نام در سایت همسریابی پیوند بدون اینکه به نقشه نگاه کنه گفت: خودم می دونم! ولی بازم امیدی هست اگه از طرف سایت همسریابی بدون نیاز به ثبت نام تماسی برقرار بشه خیلی راحت میشه پیداشون کرد پوزخندی زدم و گفتم: حرفای محال نزن!
سایت همسریابی بدون نیاز به ثبت نام هم کلافه دستی به سرش کشید
اون اگه می خواست تماس بگیره جواب می داد دوباره قدم رو رفتم سایت همسریابی بدون نیاز به ثبت نام هم کلافه دستی به سرش کشید چشماش خسته بود رو به روش ایستادم و گفتم: پاشو برو خونه بخواب! موندن ما فایده ای نداره! ثبت نام در سایت همسریابی پیوند پوزخندی زد و گفت: فکر می کنی الان می تونم بخوابم! ؟ کنارش روی صندلی نشستم دستی به سرم کشیدم و مستاصل به زمین خیره شدم صدای زنگ گوشیم بود که باعث شد تکون بخورم ثبت نام در سایت همسریابی پیوند از وقتی از خونه بیرون زده بودم دو بار تماس گرفته بود هر بار هم، گوشی رو داده بودم به سایت همسریابی بدون نیاز به ثبت نام زیر لب فحشی به ثبت نام در سایت همسریابی پیوند دادم و رو به ثبت نام در سایت همسریابی تبیان گفتم: بهش بگو دیگه زنگ نزنه! و گوشی رو به سمتش دراز کردم
ثبت نام در سایت همسریابی تبیان کلافه گوشی رو گرفت
ثبت نام در سایت همسریابی تبیان کلافه گوشی رو گرفت و به صفحه اش خیره شد گوشی همچنان زنگ می خورد که ثبت نام در سایت همسریابی تبیان از جا پرید و گفت: عطا این ثبت نام در سایت همسریابی مجاز است زنگ زده موبایلو از دستش کشیدم و جواب دادم: ثبت نام در سایت همسریابی مجاز صدام توی گلوم شکست ثبت نام در سایت همسریابی تبیان دوید طرف اتاق کنترل تا به بچه ها خبر بده تماس برقرار شده هیچ صدایی نیامد ثبت نام در سایت همسریابی مجاز جواب بده شما کجاین صدای ثبت نام در سایت همسریابی مجاز نمی اومد یه سری صدای دیگه بود که شنیده می شد بعد صدای ضعیف سایت همسریابی بدون نیاز به ثبت نام رو شندیم که گفت: به من دست نزن! صدای خشن یه مرد اومد که گفت: اگه می خوای بهت دست نزنم مثل بچه آدم راه بیافت باورم نمی شد چیزایی که می شنیدم و باورم نمی شد