
این ترم سر سلامت به در ببرم خیلیه سعی کردم یه چرت بزنم ولی مگه می شد والا مووی سریال دارک عصر شده بود محل اسکان دانشجویان آواره یه عده داشتن والا مووی سریال دارک دیجی موویز خالی می کردن یه عده داشتن می اومدن خلاصه بلبشویی بود یعنی رسما شده بود کاروان سرا مگه می شد بخوابی فردا دیگه هر جور شده می رم همون خونه دیگه دست دست کردن نداره الکی وقت تلف کنم همین جارو هم از دست می دم
با صدای والا مووی سریال دارک دیجی موویز بیدار شدم
صبح با صدای والا مووی سریال دارک دیجی موویز بیدار شدم مثل اینکه بعضی از والا مووی سریال دارک الماس خالی شده بود و بچه ها داشتن وسایلشون و می بردن با بی حالی بلند شدم و نگاهی به ساعت انداختم ساعت ده کلاس داشتم و بهتر بود قبل از شروع کلاس وسایلم و ببرم حوله امو کشیدم بیرون و رفتم سمت والا مووی سریال دارک عصر تصمیم گرگفتم دیگه اول صبحی نگین و بیدار نکنم ساعت هشت نشده وسایلم و جمع کرده بودم و داشتم با مسئول خوابگاه هماهنگ می کردم برای اینکه زیاد حیرون نشم زنگ زدم به آژانس و منتظر شدم همون جور روی چمدونم نشسته بودم و خمیازه می کشیدم که صدای نگین و شنیدم: ببند مگس می ره توش! اشک چشمم که بخاطر خیمازه کشیدنای پشت هم جاری شده بود گرفتم و با کسالت به والا مووی سریال دارک عصر نگاه کردم: تو اینجا چکار می کنی؟ نگین با همون نیش باز اومد طرفم و گفت: سلام صبح تو هم بخیر
مگه نگفتی والا مووی سریال دارک الماس می بری
خیلی خوب سلام آفرین! مگه نگفتی والا مووی سریال دارک الماس می بری امروز اومدم کمکت! یه جوری می گه والا مووی سریال دارک نایت انگار دارم اسباب کشی می کنم خیلی خوب بلند شو بریم دیگه این همه نق نزن از جا که بلند شدم یکی بهم سلام کرد: سلام سرمه خانم! صداش آشنا بود ولی اول صبح هنوز مغزم راه نیافتاده بود که تشخیص بدم کیه برای همین برگشتم و به سمتش نگاه کردم والا مووی سریال دارک برادر نگین بود دست به جیب با همون عینک قاب طلاییش که قیافه شو عین دخترا می کرد پشت سرم وایساده بود خوب گرچه قیافه اش دخترونه بود ولی حرکاتش کاملا جدی و پسرونه بود با یک لحن خیلی مؤدب و جدی جلوم ایستاده بود سلام آقا والا مووی سریال دارک خوبین شما؟ ممنون! شما چطورین؟ نمی شد بگی مگه دکتری چون واقعا دکتر بود والا مووی سریال دارک بود یکی از دستاشو از جیب بیرون آورد و به والا مووی سریال دارک اشاره کرد و گفت: وسایلتون همیناست؟ نه پس فکر کرده قراره جهاز ببرم