
ما بیایم توی برنامه دوستیابی ایرانی یک ویل اجاره کنیم بچه هارو دعوت کنیم رها هم که هست همشونم که برنامه دوستیابی ایرانی رایگان ما توی یم کار بلدم که هستن اپلیکیشن دوستیابی ایرانی هم.. . محکم زد روی ترمز و با صدای تقریبا بلندی داد کشید و انگشتشو تهدید وار تکون داد: ببین یکبار میگم تو گوشات فرو کن اسم اون عوضی رو جلوی من بیاری و بخوای راجبش حرف بزنی دندوناتو توی دهنت خورد میکنم فهمیدی ؟؟؟؟؟؟
ترسیده سر تکون دادم اشکام روی گونه هام میریخت واقعا وقتی عصبی میشد خیلی ترسناک میشد دیگه لام تا کام حرفی نزدم حیف که دوسش دارم حیف که عاشقش شدم حیف که جونمم براش میدم حیف که از دنیای خیالم پاک نمیشه به آسمون نگاه کردم چون توی جاده بودیم ستاره ها بیشتر از همیشه دیده میشدن توی دلم داد کشیدم: .. .....
برنامه دوستیابی ایرانی جدید محکومم اره محکومم ولی جرمم عشقه برنامه دوستیابی ایرانی کلمه ای که هیچوقت بهش اعتقادی نداشتم و هرکی دربارش حرف میزد مسخرش میکردم ولی حالا درگیرش شدم.
برنامه دوستیابی ایرانی ایفون نیستم
درگیر کسی که حتی جای برنامه دوستیابی ایرانی ایفون نیستم من محکومم ولی جزای کارم دست توئه خودت میدونی که بد عاشقشم خیلی بد خودت کمکم کن اینقدر بی صدا گریه کرده بودم که چشمام خیلی بد میسوخت خیلی بد کاش بشه تموم شه این لعنتی تموم بشه و من بیشتر نزدیک برنامه دوستیابی ایرانی رایگان نباشم چون از این نزدیکی فقط من بیشتر وابسته میشم فقط من صدای بم اپلیکیشن دوستیابی ایرانی توی گوشام پیچید: مهسا خانم ببخش یک لحظه خیلی عصبی شدم به دل نگیر جوابشو ندادم دوباره گفت: شنیدی چی گفتم ؟؟؟؟
اهمیتی ندادم چونمو گرفت و برگردوند واقعا از کارش تعجب کرده بودم برنامه دوستیابی ایرانی جدید قهری ؟ نه قهر نیستم مگه بچم ؟ نیستی ؟؟؟ فکر کنم یا من خواب بودم یا برنامه دوستیابی ایرانی سرش به جایی خورده بود الان اسم منو صدا زد بهم گفت بچه واقعا شاخ در آورده بودم آقا اپلیکیشن دوستیابی ایرانی من بچم ؟؟؟ میشه ازت یک خواهشی بکنم ؟ اوهوم میشه منو برنامه دوستیابی ایرانی جدید صدا کنی پسوند بهترین اپلیکیشن دوستیابی ایرانی رو نیاری ؟؟؟
بالاخره تو هم جای رستایی واسم اشک تو چشمام جمع شد دوست داشتم بگم من نمیخوام جای برنامه دوستیابی ایرانی ایفون باشم واست نمیخوام خواهرت باشم لعنتی نمیخوام سر تکون دادم و گفتم: باشه سعی میکنم دستشو برد سمت ضبط و آهنگو عوض کرد و یک آهنگ نسبتا شاد گذاشت که فقط و فقط حال من بود نه فراتر دقیقا حسمو نسبت به برنامه دوستیابی ایرانی میگفت با دقت به آهنگی که تاحالا گوش ندادع بودم.
گوش میکردم تا جملتشو به خاطر بسپارم و بشه نجوایی از خاطرات برای آیندهم واقعا آهنگ حس قشنگیو بهت منتقل میکرد با فکر کردن به همین آهنگ و رفتار اپلیکیشن دوستیابی ایرانی چشمام سنگین شد و به خواب رفتم رسیدیم به برنامه دوستیابی ایرانی رایگان که مقصدمون بود پیاده شدم و با دیدن ویل بازم خاطراتش برام مرور شد همون ویلیی بود که با حسان اومدیم همون ویل بود بازم نزدیک بود اشکام بریزه ولی نه من قول دادم بازم خاطراتش برام مرور شد حرفای عاشقانش خاطراتش همش همش مرور شد
اپليكيشن دوست يابي ايراني گفته بود
اپليكيشن دوست يابي ايراني گفته بود توی اتاقا برامون لباس هست وارد اتاقی شدم که با حسان اومده بودیم همون رنگ بود همون ست احساس کردم وقتی وارد اتاق شدم عطر حسان بود