
ناچار به حرفش گوش دادم و دنبالش راه افتادم در عقبو باز کردم و سوار شدم سرمو پایین انداختم و با انگشت های دستم آروم بازی کر دم دانلود برنامه دوستیابی wildcard هم بی صدا سوار شدو ماشینو راه انداخت پسره که نمیدونستم اسمش چیه به سمت برنامه دوست یابی ایرانی برگشت اخم داشت انگار اصال از اینکه من توی ماشینم راضی نبود پسره داری چی کار میکنی؟میخوایی برسونیش خونش؟ پاشا درحالیکه اخماشو محکم توهم کرده بودو جدی داشت رانندگی میکرد گفت: برنامه دوست یابی در اطراف نه پسره پس چی؟
پرواز دیر میشه پاشا پاشا تورو میرسونم فرودگاه تو برگرد من اینجا باید بمونم تکلیف اینو روشن کنم االن منظورش از این من بودم؟ پسره چی داری میگی؟من بدون تو جایی نمیرم پاشا دامون تو بهتره برگردی من این مسئلرو حل کنم برمیگردم پس دامون ایشون بودن به به رفیق صمیمی آقا پاشا ای خاک تو فرق سرت شهرزاد خانوم تو اولین برخورد حسابی جلوش آبروریزی کردی رفت دامون همینکه گفتم پاشا من بدون تو سوار هواپیما نمیشم برنامه دوست یابی ایرانی کالفه پوفی کشید دامون با حرص روشو از دانلود برنامه دوستیابی wildcard گرفتو به بیرون خیره شد بینیمو باال کشیدم به سختی لب زدم نمیدونستم امشب میری وگرنه نمی اومدم دامون آره جون عمت هرکاری میکردی زودتر خودتو میرسوندی شاید تو بستن چمدونا میتونستی کمک کنی
برنامه دوست یابی در اطراف با اخم یه نگاه به دامون کرد
اخم کردم به سمتش برگشتم بین صندلی هردوشون نشسته بودم برنامه دوست یابی در اطراف با اخم یه نگاه به دامون کرد و بعد روشو ازش گرفت اما دامون اصال توجهی نکرد تو بستن چمدون پاشا شاید اما تو بستن چمدون شما عمرا دامون خوبه چون من عمرا اجازه میدادم دست تو به وسایل من بخوره طرف حساب من شما نیستی خیلی ناراحتی میتونی بری دامون با عصبانیت به سمتم برگشت پاشا سکوت کرده بود با حرص بهش نگاه کردم عمرا من از تو یک ی کم بیارم پسره یه دنده بیشعور دامون اوال تو برای من تصمیم نمیگیری بچه کوچولو دوما اونقدر پرویی به جای اینکه معذرت خواهی کنی که پروازمونو لغو کردی داری برامون قدقد هم میکنی برنامه دوست یابی در اطراف دامون دامون هیس تو چیزی نگو پاشا همین االنشم تقصیر این دخترس ما ایرانیم وگرنه زودتر از اینا برگشته بودیم
فکر کنم هر حرفیرو باید برات چند دفعه تکرار کنن گفتم میتونی برگردی من پرواز پاشارو لغو کردم نه تو پس فقط از اون معذرت خواهی میکنم درضمن ایشون هم میتونن برگردن من کاری با شماها ندارم بخوام خودم میام دامون حتما پولشو از تو گورت میاری دانلود برنامه دوستیابی wildcard عه دامون این چه طرز حرف زدنه ببین من زیر دستت نیستم باهام اینطوری حرف میزنی با من درست حرف بزن اینکه پول سفرمو از کجا میارم به تو ربطی نداره دستم تو جیب تو که نیست دامون با طعنه پوزخندی زدو گفت: دامون آره خب وقتی دستت تو جیب پاشاه تو جیب من چرا باشه؟ با شنیدن این حرفش خفه خون گرفتم اشک تو چشمام حلقه زد به سمت برنامه دوست یابی ایرانی برگشتم که با حرص به سمت دامون برگشت پاشا تمومش میکنید یا نه؟
بزن کنار بهترین اپلیکیشن دوست یابی ایرانی
بزن کنار بهترین اپلیکیشن دوست یابی ایرانی دامون ای وای مامانم اینا خانوم جوابی ندارن بهترین راه حل فرار کردنه دستام مشت شد ناخواسته جیغ زدم: گفتم بزن کنار پاشا دانلود برنامه دوستیابی wildcard ایستاد اما همون لحظه قفل مرکزیرو فشار داد که باعث شد درا قفل بشه با حرص به سمتش برگشتم که با اخم به سمت هردومون برگشت
- چنان نگاهی به هردومون کرد که باعث شد حرفی برای گفتن نزنیم و خفه خون بگیریم بهترین اپلیکیشن دوست یابی ایرانی یه بار تکرار میکنم هردوتون خفه میشید میریم یه جا حرف میزنیم حرفی از هرکدومتون بشنوم اتفاقات بعدشو تضمین نمیکنم کولمو به خودم چسبوندم اشکام تندتر از هر موقع دیگه ای روی گونم می چکید اما سریع پسشون زدم
- دامون هم ساکت شده بود بی صدا به سمت شیشه برگشتو به بیرون خیره شد بهترین اپلیکیشن دوست یابی ایرانی هم طبق معمول اخماشو حفظ کرد و با جدیت به سمت جایی که فقط خودش میدونست روند امروز وقتی فهمیدم خواستگارم کیه بریدم نمیدونم چرا شانس نداشتم همه چی برام بدترینش اتفاق می افتاد با پدرم دعوام شد کلی سرم داد زد میخواست منو بده به یه پیرمرد شصت ساله که نوه هم داشت
- اما سرحال و حسابی پولدار بود وقتی پدرم از خونه بیرون زد گریم گرفت تو خونه عین دیوونه ها با صدای بلندی زجه زدم تصمیم خودمو گرفته بودم خودکشی تنها راه نجاتم بود اما هم جراتشو نداشتم هم از خدا میترسیدم از طرفی میدونستم