
سرشو خم کرد و گوششو به دهنم نزدیک کرد و گفت اسمش؟ لبام تکون خورد ولی صدام خیلی آروم بود خودم نمی شنیدم چی می گم دوباره گفتم سه باره چند باره من داشتم اسمشو می گفتم ولی صدام در نمی اومد
آدرس جدید سایت همسریابی توران 81 لبخند زد
آدرس جدید سایت همسریابی توران 81 لبخند زد آفرین دختر خوب و صورتش روی گردنم خم شد از تماس لبهاش با گردنم چنان مشمئز شدم که نمی دونم از کجا قدرت گرفتم و دستامو آزاد کردم و با تمام قدرت به صورتش چنگ زدم سایت دوهمدم آدرس جدید فریادی کشید و عقب رفت روی صورتش چند شیار باریک ایجاد شده بود و جاشون خون می اومد نگاه وحشت زده ای به صورتش کردم دستی به صورتش کشید که از شدت درد صورتش توی هم رفت نگاهی به دست خونیش انداخت و با یک حرکت ناگهانی به سمتم هجوم آورد و مشتشو به سمتم پرتاب کرد وحشی عوضی حالیت می کنم قبل از اینکه به خودم بیام مشتش توی بهترین همسر سایت خورده بود و پرت شده بودم درد توی سرم پیچید و آخرین چیزی که یادم میاد
سایت دوهمدم آدرس جدید با صدای داد خودم از خواب پریدم
با صدای بلند داد زدم سایت دوهمدم آدرس جدید با صدای داد خودم از خواب پریدم قلبم چنان تند می زد که برخوردش رو به قفسه سینه ام احساس می کردم ناخودآگاه دستی به سر و بهترین همسر سایت کشیدم بهترین همسر سایت خیس بود ولی از دونه های درشت عرق هیچ خون و زخمی در کار نبود دستی به سرم کشیدم درد نمی کرد نفس عمیقی کشیدم تا حالم جا بیاد تصاویری که توی خواب دیده بودم اینقدر واضح بود که واقعا خودمم باور کردم دستی به قوانین سایت همسریابی دوهمدم کشیدم و دوباره تمام تصاویری که دیده بودمو مرور کردم این سایت دوهمدم آدرس جدید لعنتی چی از جون من می خواد؟ دوباره دستی به سرم کشیدم و یاد خوابم افتادم یعنی ممکنه این اتفاق واقعا برای من افتاده باشه پشت سرم درست جایی که توی خواب دیده بودم هنوز رد یه شکستگی مونده بود آروم عقب خزیدم و به دیوار تکیه دادم و تک تک تصاویر خوابمو مرور کردم اونا از من یه اسم می خواستن ولی اسم کی؟ اصلا من بهترین همسر سایت اومدم اینجا و اصلا چه ارتباطی با اینا دارم؟ اون اسم چه ربطی به من داره و چه فایده ای برای اینا داره؟
سایت دوهمدم آدرس جدید پرسیده بود
دوباره و دوباره خوابمو مرور کردم نمی دونم چرا اون قوانین سایت همسریابی دوهمدم کهاون یکی سایت دوهمدم آدرس جدید پرسیده بود و مدام توی خواب تکرارش کرده بودمو خودم نشنیدم سعی کردم یادم بیاد چه قوانین سایت همسریابی دوهمدم به آدرس جدید سایت همسریابی توران 81 گفتم ولی هیچی جز حرکت لبهام یادم نیامد از اینکه آدرس جدید سایت همسریابی توران 81 خوشحال شده بود مطمئنم اسمی به اون گفتم چون توی خواب هم خودم احساس تسلیم کردم و اینکه قوانین سایت همسریابی دوهمدم رو به زبون آوردم ولی اون اسم چی بود؟ اصلا اسم کی بود؟ وقتی رسیدم به صحنه آخر یه چیز یادم اومد آخرین لحظه یکیو صدا زده بودم هیجان زده از روی تخت بلند شدم و دور خودم چرخیدم کی بود اون اسم؟