ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل علیرضا
علیرضا
43 ساله از شیراز
تصویر پروفایل سارا
سارا
21 ساله از تهران
تصویر پروفایل مرتضی
مرتضی
27 ساله از اسلامشهر
تصویر پروفایل مرضیه
مرضیه
28 ساله از رفسنجان
تصویر پروفایل نیلوفر
نیلوفر
24 ساله از تهران
تصویر پروفایل لیلی
لیلی
35 ساله از تهران
تصویر پروفایل اذی
اذی
37 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل علی
علی
47 ساله از تهران
تصویر پروفایل زهرا
زهرا
45 ساله از کرج
تصویر پروفایل ارامش
ارامش
36 ساله از تهران
تصویر پروفایل مهدی
مهدی
38 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل پرهام
پرهام
36 ساله از تهران

سایت همسریابی آغاز نو جدید چند عضو دارد؟

سایت همسریابی اغاز نو انلاین بلاگ جدید بلند شدم آدرس جدید سایت همسریابی آغاز نو از اول پلی کرد و من با نفس و روژان شروع کردیم به رقصیدن هماهنگ

سایت همسریابی آغاز نو جدید چند عضو دارد؟ - همسریابی آغاز نو


تصویر سایت همسریابی آغاز نو جدید

همه موافقت کردن قبل از اینکه صیغه خونده بشه عذرخواهی کردم و رفتم توی اتاقم.

سایت همسریابی اغاز نو انلاین بلاگ جدید خریده بود

اونی که مامان واسم دوخته بود رو با انگشتری که سایت همسریابی اغاز نو انلاین بلاگ جدید خریده بود تا روزی که ازدواج کنم به همسر آیندم بدم رو برداشتم همه ی موهامو بستم و روسری سفیدمو لبنانی بستم اون رو هم سر کردم و انگشترو با جعبش پایین بردم.

  • امیر با دیدنم برق تحسینی توی نگاش موج زد لبخند ملیحی زدم و کنار سایت همسریابی آغاز نو جدید نشستم
  • صیغه ی بینمون جاری شد فرزانه جون جعبه ی مخمل مشکی رو از توی کیفش در آورد و به دست آرتام داد
  • سایت همسریابی آغاز نو جدید درشو باز کرد و حلقه رو دستم کرد منم بعد از اجازه گرفتن حلقه ای که بابا همیشه آرزو داشت
  • به دست داماد آیندش ببینه رو دست آرتام کردم و من و آدرس جدید سایت همسریابی آغاز نو به هم محرم شدیم

در واقع تا دو هفته دیگه عقد میکردیم یک ربع بعد همه ی مهمونا اومدن بین آرتام و مهسا نشسته بودم و امیر هم کنار مهسا نشسته بود آخرین نفر حسان و نگار اومدن نفس درو باز کرد اومدن سمت ما شونه به شونه ی آرتام پاشدم آرتام با حسان خیلی سرد حرف زد آقای عظیمی آرتام جان همسرم هستن و رو کردم به آرتام ایشون هم آقای حسان عظیمی و نگار جون از دوستان خانوادگی ما هستن نگار احوال پرسی کرد و دستشو آورد جلو سایت همسریابی آغاز نو جدید یک نگاه به دستش و یک نگاه به صورتش کرد و گفت: ممنونم من شما رو جایی ندیدم ؟؟؟؟

نه آدرس جدید سایت همسریابی آغاز نو جان فک نکنم و با عشوه شالشو داد عقب تر اتفاقا چرا میگم یک جایی دیدمتون شما بیش از حد شباهت به حشره ی ملخ میدید واااای خندم گرفته بود شدید نگار قرمز شده بود خخخخ دختره ی پرو خوردی بخور اه اه اه... ....... با همسریابی هلو با عکس و نفس نسکافه هارو پخش کردم تا اینکه سایت همسریابی اغاز نو انلاین بلاگ جدید رفت بالای پله ها و گفت: یه لحظه همه گوش کنید همه با تعجب نگاهش کردیم نکنه شما اومدین اینجا که همه مثل مجسمه ای ابولحول همدیگه رو نگاه کنید پاشید بابا همه نشستن سرجاشون اه اه اه نفس به حرف اومد: راست میگه روژی پاشید دیگه واای باز این دوتا شروع کردن اینا آتیش پاره بودن یعنی آهنگ جانم باش سایت همسریابی آغاز نو جدید افشارو گذاشت

آدرس جدید سایت همسریابی آغاز نو از اول پلی کرد

رستا پاشو اصل روژا حرفشو نزن اوکیی که امیر داد و اصرارای خانوم فرزین و سایت همسریابی اغاز نو انلاین بلاگ جدید بلند شدم آدرس جدید سایت همسریابی آغاز نو از اول پلی کرد و من با نفس و روژان شروع کردیم به رقصیدن هماهنگ با آهنگ خودمو تکون میدادم و با ریتم آهنگ حرکتارو انجام میدادم خیلی آروم و با عشوه ی که توی رقصم بود میرقصیدم بعد از اتمام رقص همه بلند شدن و دست زدن تشکر کردم بالاخره وقت شام رسید و با شیطنتای متین (نامزد سایت همسریابی اغاز نو انلاین بلاگ جدید) و روژان و نفس و رونیا (خواهر همسریابی هلو با عکس) و.. ...... شامو به اتمام رسوندیم 

مطالب مشابه