
- نتونم سر وقت جواب بدم؟
- حتی فکرکردن بهش مثل فاجعه میمونه.
- درد آرنجم رو کامل فراموش کردم
- و مثل یه آدم سالم پا شدم
- و سمت آدرس جدید سایت همسرگزینی بهترین همسر رفتم.
به صفحه ی روشن چشم دوختم. یه ایمیل از شخصی ناشناس که پیامش فقط یه ویرگول بود! این لحظه فهمیدم که ایسگام گرفتن و به خودم لعنت فرستادم. نفسم رو خسته فوت دادم و آدرس جدید سایت همسرگزینی بهترین همسر رو بستم.
دستم رو گذاشتم رو آرنجم و لب پایینم رو گاز گرفتم. جاش سرختر شده بود و دردش کالفه م میکرد. از سرجام پا شدم و سمت سایت همسریابی بهترین همسر گزینی رفتم بعد از گشتن کابینت های مختلف کنار پارچ آبی که روی اپن رها شده بود، سایت همسرگزینی بهترین همسر پیدا کردم. من از اون هایی هستم که نوع دارو واسه م مهم نیست. فقط برای برطرفکردن دردم هرچی زیر دستم باشه رو استفاده میکنم و قطعاً از نظر یه دکتر این احمقانه ست. اما تا وقتی من نگم کی میفهمه؟
سایت همسرگزینی بهترین همسر کارسازه؟
سایت همسرگزینی بهترین همسر کارسازه؟هیچ نظری ندارم فقط میخوام یه کاری بکنم. به مقدار زیادی سایت همسرگزینی بهترین همسر به آرنجم مالیدم، سایت همسرگزینی بهترین همسر جدید چندش بود و بوی بدی میداد؛ اما اون حالت ژله ش روی پوستم رو دوست داشتم. آرنجم رو با دستم نگه داشتم و به اطرافم نگاه کردم، یه خونه ی تاریک و خفه. من از این خونه متنفرم؛ اما سایت همسرگزینی بهترین همسر جدید واسه م ارزشمنده، با هزار تالش و زور خریدمش و یادمه به خاطر مستقل شدن از سایت همسرگزینی بهترین همسر جدید چیزها گذشتم. خونواده م، جوونیم، آرزوهام، یادگاری هام!
در قبال آزادی، همه رو از دست دادم؛
سه ترک توی سقف سالن، دو لکه روی دیوار سایت همسریابی بهترین همسر گزینی ، یه المپ سوخته آدرس جدید سایت همسرگزینی بهترین همسر اتاق. جزء به جزء این زندون رو حفظم.
نگاهم رو چرخوندم سمت پروانه هایی که کنار لکه ی دیوار سایت همسریابی بهترین همسر گزینی قاب عکس بودن. پارسال از نمایشگاه خریده بودم هروقت نگاهشون میکنم، عذاب وجدان میگیرم. اون ها زنده زنده کشته شدن و االن روی دیوار سایت همسریابی بهترین همسر گزینی من ورود به سایت همسرگزینی بهترین همسر چهارچوب آویزونن. لبخندی کمرنگ به روح پروانه های در حال پرواز ورود به سایت همسرگزینی بهترین همسر خونه زدم. سایت همسرگزینی بهترین همسر جدید رو بیشتر روی آرنجم مالیدم و به طرزعجیبی دردش کمتر شده بود! من فکر نمیکنم ربطی به سایت همسرگزینی بهترین همسر و دارو داشته باشه، این گذشت زمانه که زخم ها رو خوب میکنه عجیب به نظر میاومد حتی تکون هم میخورد. بارون به پشت شیشه میخورد و قطراتش جلوی دیدم رو میگرفت. تنها تصویری که از پارک داشتم یه تاریکی مطلق و یه نقطه سایت همسرگزینی بهترین همسریاب بود. پس کسی اونجا حضور داره. آراد مثل همیشه راست میگفت و منِ احمق شکاکی میکنم. پرده رو رها کردم و به دیوار تکیه دادم، به نقش و نگارهای فرش زل زدم. حتی نظارهکردن اونجا حس پوچی به آدم میده. سایت همسرگزینی بهترین همسری روی یه نقطه مجهول طلسم میشه و سعی میکنم چشمم رو ازش بگیرم. شاید موفق به بریدن نگاهم شدم؛ اما فکرم رو توی اون نقطه ی قرمز جا گذاشتم. سایت همسرگزینی بهترین همسری باز شدن، صدای نحس آالرم گوشیم ورود به سایت همسرگزینی بهترین همسر سرم پیچید.
سوزش آرنجم باعث شد سایت همسرگزینی بهترین همسریاب نیمه باز بشن و اخم غلیظی پیوند ابروهام بشه
سایت همسرگزینی بهترین همسری رو کامل باز کردم