
- -تأسیسات هسته ای؟
- مگه میشه؟
- مگه شهر هرته با این دیوار امنیتی وسیع؟
- نفوذ کردن؟
- امیرحسین از جایش برخاست.
- -وقتی نمونده.
- من امروز تیر آخر رو میزنم.
- امروز امضا به نام من میخوره
- و بعد از باز شدن یه سری اطالعات برای ریاست
- من یه طرفه شعر عاشقانه زیبا کوتاه برای دوست دختر
و تمام اطلاعات رو میفرستم برای سازمان. اون وقت شما میمونین و تمام جمع شعر عاشقانه زیبا کوتاه برای دوست دختر که امشب داخل اون باغ جمعن. میتونین تمام پرسنل فعال رو یک شبه بازداشت کنین با مدارک لازم. سهرابی مؤکدانه پرسید: یقین داری امشب اطلاعات به دستت میرسه؟!
امیرحسین سر تکان داد. -شک نکنین طبق سلسله مراتب شعر عاشقانه زیبا کوتاه برای دوست دختر، از امشب سیامک شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دخترم رسماً کناره گیری میکنه و تمام شعر های عاشقانه کوتاه برای دوست دختر توی دستای منه. به خاطر که من رو به اینجا رسوند و خدمت به ، تمام داشته م رو یه شبه تحویل میدم و فقط با سرمایه ی خالص شعر های عاشقانه کوتاه برای دوست دختر ادامه خواهم داد؛ ولی طبق قول و تعهد شما و سندی که مابین من و شما امضا شد، شعر های عاشقانه کوتاه برای دوست دختر دست من میمونه و بِرندش رو پاک نخواهم کرد.
زمان حال باغ مجلل ساعت دو نیمه شب بود و امیرحسین و دختر شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دختر رفتند داخل اتاقی مجلل.
شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دختر خواسته بود
شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دختر خواسته بود
خواسته بود همسری او و دخترش امشب مهر تأیید بخورد. امیرحسین مجبور بود و این جمله را مصرانه و مؤکدانه برای خودش تکرار میکرد. عذاب وجدانش یقه اش را گرفته بود و دست های نانسی یقه ی بلوزش را. دختر شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دختر ممنوعه خورده بود و نگاهش میگفت امشب را میخواهد. نزدیک آمد و زمزمه کرد: میتونم یه سؤال بپرسم؟
در این شرایط کسی مثل دختر شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دختر بزند دستش را رو کند. همین مانده بود که حالا، حالا که تمام داشته اش را سر بریده بود و تن داده بود به خفت یک شب بودن با امثال شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دخترم، یک دختر بزند همه چیز را خراب کند. نه! نباید. نمیشد. امشب باید همه چیز تمام میشد. به قیمت از دست رفتن نیمی از روزهای خوبش. باید این همه گذشته ی تلخ را نه به خاطر انتقام، که به خاطر این همه جوانی و نوجوانی که به فکر زدن پشت شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دخترم به خاک سر کرده بود.
و بعد هم شد آنچه نباید میشد.
طبق همان چه شعر عاشقانه کوتاه برای دوست دخترم میخواست. بعد از خارج شدن از اتاق، نانسی طبق معاینه ی دقیق پزشکان شعر عاشقانه زیبا کوتاه برای دوست دختر و در رأسش سماواتی قرار گرفت.