
اه احمق حالا واجب بود اینو بگی تا بقیش یادت بره پریدم وسط حرفش و با صدایی که تغییرش داده بودم خواستم چیزی بگم که با صدایی منو آراد هر دو سیخ شدیم : مشکلی پیش اومده؟ هق بدبخت کی بودم من؟ دانلود فیلم LOVE ROSIE زبان اصلی بدون سانسور با تته پته رو به اون و چند تا سرباز که وایساده بودن گفت: چ چیزی ن نیست منو و خواهر اومدیم برای اردو خواست چیزی بگه که فیلم LOVE ROSIEلینک پرید وسط حرفشو بایه چشم غره برای ما گفت: بله درست میگن مشکوک نگامون کرد و گفت: خوبه اگه مشکلی داشتید ما همین اطراف هستیم با رفتن اونا منو دانلود فیلم LOVE ROSIE DIGIMOVIEZ نفس حبس شدمونو رها کردیم اوفیششش یهو دیدم فیلم LOVE ROSIEلینک اومد طرف من با یه لحن شیطانی گفت: به به خانم این طرفا؟؟ حالا من هی میرفتم عقب دانلود فیلم LOVE ROSIE لینک مستقیم میومد جلو. آراد و اون دختره و بچه های دانشگاه هم هنگ کرده.
فیلم LOVE ROSIE زبان اصلی بدون سانسور نگاه میکردن
به کارای دانلود فیلم LOVE ROSIE زبان اصلی بدون سانسور نگاه میکردن اومد جلو چادرم از سرم کشید و گفت: خب رایکا خانم حالا بدون من نقشه شیطانی میکشی؟اره؟ خاک تو سرم که لو رفتم الان میکشتم. چشمامو مظلوم کردم و گفتم: دانلود فیلم LOVE ROSIE لینک مستقیم جونم فیلم LOVE ROSIEلینک : خبه خبه الکی خودتو مظلوم نکن که فایده نداره آراد با اخم اومد سمتمون و رو به من با یه چشم غره خفن گفت: رایکا این یارو کیه با تو چیکار داره؟ تا خواستم زر بزنم فردین پرید تو حرفم بی اتیکت. دانلود فیلم LOVE ROSIE زبان اصلی بدون سانسور با عصبایت نگاش کرد و گفت: اصلا به تو چه تو کی هستی؟ رایکا این کیه؟ هردو حق به جانب و طلبکار نگام میکردن یه لحظه خندم گرفت دوباره هردوتاشون چشم غره رفتن که نیشم اتوماتیک وار بسته شد ایش بد اخلاقا. با دست به آراد اشاره کردم گفتم: دانلود فیلم LOVE ROSIE DIGIMOVIEZ همسایه و دوست بچگی من و استاد.
دانلود فیلم LOVE ROSIE لینک مستقیم اشاره کردم
این دانشگاه به دانلود فیلم LOVE ROSIE لینک مستقیم اشاره کردم و گفتم: فیلم LOVE ROSIEلینک دوست صمیمی و البته برادر من هردو با هم دست دادن و ابراز خوشبختی کردن « ۱۰دقیقه بعد» هق از قدیم گفته بودن دوستاتو باهم آشنا نکن ها الان اون دوتا گراز افریقایی با هم مچ شدن و منم مثل ننه مرده ها به دیوار تکیه دادم تا ارشاویر مثلا مدیر دانشگاه بیاد و اتوبوس راه بیفته وجی: دختره... همینم از سرت زیاده اسکل جان من: هووو وجدان بی مصرف پرو شدی ها اسکل عمته از دور دیدم آرشاویر داره میاد ناکس یه تیپی زده که انگار برد پیته وجی: چیزی هم کم نداره ها! من: تو زر نزنی نمیگن لالی وجی: من حرفی ندارم دیگه من: بهتر دو ساعت طول کشید برسه بهمون اخه ما یه جایی که خر پر نمیزد وایساده بودیم وجی: رایکا جان دلبندم خر پر میزنه آیا؟ جواب وجدان رو ندادم بزار بره گم شه بیشعور. آرشاویر بالاخره رسید بهمون. اوه اوه بدجور اخماش تو هم بود خخخ فکر کنم بخاطر اینکه دیرکردم. تا خواست سرتاپامو قهوه ای کنه با نیش باز و ریتم خوندم: حالا جیگیلی جیگیلی اخماتو وا کن. حالا جیگیلی جیگیلی یه نگا به ما کن