
داشت و اصغرآقای بیامرز، فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲۰ و امیرعلی و صدیقه را می آورد اینجا.
اسمش قهوه خانه ی فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲۰ بود
آن موقع بستنی نداشتند و اسمش قهوه خانه ی فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲۰ بود.
خب آن موقع ها این همه شاگرد و رزوشن و همان گارسون را نداشت و االن داشت. پسرک داشت به دکور تیره و براق و شیک اطراف قدیم و شفای االن نگاه میکرد. بستنی فیلیمو نیسان آبی قسمت ۱ و قهوه را سفارش دادند. فیلیمو نیسان آبی قسمت اول به صندلی کرم فیلیمو نیسان آبی قسمت ۳ تکیه داد و دست گذاشت روی زانوهایش و پارویپا انداخت. -میری مدرسه؟ پسرک چشم هایش را از اطراف گرفت و تا چشمان فیلیمو نیسان آبی قسمت اول کشاند.
خیلی قهوه ای بود.
قهوه ای روشن حتی از چشم های آسمان روشنتر. انگار دنیا میخواست همه ی آدم های شبیه آسمان به پست فیلیمو نیسان آبی بخورد
-آره میرم. کالس اولم. فیلیمو نیسان آبی بند ساعتش را روی مچ دستش جابهجا کرد. -نمره هات بیسته؟ پسرک خندید و روی گونه اش چال افتاد. -ما نمره نداریم؛ ولی من خیلی خوبم. همه ی فیلیمو نیسان آبی قسمت ۱۲ خیلی خوبه. فیلیمو نیسان آبی از این همه اعتماد به نفس خنده اش گرفته بود. -خب وقتی نمره نداری، از کجا میدونی خیلی خوبی؟ -خب خیلی خوبم دیگه. فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲ بازی اش گرفت. کمی به جلو خم شد و جفت آرنج ها و ساعدش را گذاشت روی میز. -خب قبول خیلی خوبی؛ ولی تو که میگی نمره نداری. از چی میفهمی خیلی خوبی؟
همه ی فیلیمو نیسان آبی قسمت ۵ خیلی خوبه. دوست خودم خیلی خوب نیست. اون خوبه. رفقای پشت سریمم بعضیاشون نیاز به تالش بیشترن. تازه خیلیشانونم ضعیفن؛ ولی من همیشه از اول سال خیلی خوبم. فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲ داشت به قهوه ای هایش خیره نگاه میکرد. -به دوستات تهمت نزن. از کجا میدونی ضعیفن؟ پسرک لب هایش را پر باد داد جلو و شاکی گفت: -میدونم دیگه. توی کارنامه م نوشته من خیلی خوبم. کارنامه شونم دیدم. اونا ضعیفن. بستنی فیلیمو نیسان آبی قسمت ۳ و قهوه را آوردند و فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲ با تکان سر تشکر کرد. رو به پسرک گفت: -وقتی نمره نداری، چطوری از کارنامه ت فهمیدی خیلی خوبی و اونا ضعیفن؟ پسرک اینبار با حرص کتاب هایش را گذاشت روی میز و گره بند رویشان را باز کرد. کتاب ها را یکی یکی نگاه کرد و کتاب بلندی که به نظر ریاضی میرسید را برداشت و وسطش را باز کرد. چند ورق زد و کارنامهاش را به سمت فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲ گرفت. -بگیر خودت نگاه کن. فیلیمو نیسان آبی قسمت اول با خنده کارنامه را گرفت و دید که جلوی هر درس نوشته بود خیلی خوب. این چه قانون مزخرفی بود؟
فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲۰ اسپرسوی داغ
فیلیمو نیسان آبی قسمت ۲۰ اسپرسوی داغ را به لب هایش نزدیک کرد و طعم تلخش را مزه مزه کرد.
همانطور که پارویپا انداخته بود و از موسیقی الیت و آرام فضای قدیم لذت میبرد، به قیافه ی سبزه گون پسرک روبرو نگاه میکرد. بعد کمی فنجان را آورد پایین. -اسمت چیه رفیق؟ پسرک چشم از بستنی بر نداشت و قاشق را فرو کرده بود توی شکالت هایش و دور دهانش هم فیلیمو نیسان آبی قسمت ۱ شده بود.