
منم رفتم دنبال یک لباس برای خودم که یک لباس بدجور چشمم رو گرفت و منم رفتم دنبال یک لباس که بدجور چشمم رو گرفته بود خیلی اپلیکیشن دوستیابی خارجی بود یک لباس بلند و ماکسی به رنگ مشکی که بالاش به صورت کج کار شده بود و رنگ نقره ایش جلوه ی زیادی به لباس میداد یکم یقش باز بود ولی اینقدر ناز بود که دیده نمیشد یک کت زیبای مشکی نقره ای از جنس لباس هم روش میخورد محشر بود لباسش اپلیکیشن های دوست یابی خارجی اومد پیشم _ انتخاب کردی ؟ + اوهوم ببین چطوره ؟؟
برنامه دوستیابی خارجی رایگان دست لباس رو بهش نشون دادم
بهترین اپلیکیشن های دوستیابی خارجی عالیه خیلی قشنگه سایزت رو بگیر برو بپوشش سایزم رو از فروشنده گرفتم
داخل اتاق پرو شدم لباس رو تنم کرد واقعا عالی بود خیلی قشنگ توی تنم ایست کرده بود و نمای زیبایی با موهای بلندم ایجاد کرده بود بهترین اپلیکیشن دوستیابی خارجی رو صدا کردم وقتی درو باز کرد چشماش چارتا (چهارتا) شد بهترین اپلیکیشن های دوستیابی خارجی عسل (مهسا اسمش توی ماموریت عسله با توجه به توضیح بالا) خیلی ناز شدی یعنی ناز که نه فرشته شدی اگه بهانه بیاری یقش بازه و نمیخوام خودم با دستای خودم خفت میکنم اپلیکیشن دوستیابی خارجی تورو ببینه که. ..
بهترین اپلیکیشن دوستیابی خارجی نامزد نیستیم
و بعد یک چشمک زد میدونستم داره نقش بازی میکنه بخاطر اینکه کسی نفهمه من و بهترین اپلیکیشن دوستیابی خارجی نامزد نیستیم و همچی لو نره ولی ای کاش واقعی بود و واقعا نامزد بودیم ای کاش وقتی برنامه دوستیابی خارجی رایگان میدیدم حیرت زده میشد ای کاش واقعا دوسم داشت. ........ لباس رو از تنم در آوردم و لباسای خودمو پوشیدم و رفتم بیرون با قیمتی که گفت شاخ درآوردم ولی واقعا می ارزید حساب کردیم و بیرون رفتیم از مغازه یک کفشم به رنگ لباسامون از مغازه ی بقلی خریدیم و به سمت رستورانی که برنامه دوستیابی خارجی رایگان با دوستش قرار گذاشته بود رفتیم. ......
اپلیکیشن های دوست یابی خارجی: وقتی مهسا رو توی اون لباس دیدم
اپلیکیشن های دوست یابی خارجی: وقتی مهسا رو توی اون لباس دیدم واقعا تعجب کردم بیش از حد ناز شده بود خیلی زیاد یک جورایی حس میکردم مهسا به اپلیکیشن دوستیابی خارجی بی میل نیست ولی هرچی با خودم فکر میکنم به نتیجه ای عکس این میرسم کدوم دوستش حرف میزد چون واقعا تاحالا اسم آرتامو جلوی من نیاورده بود توی ماشین بودم ولی تمام فکر و ذهنم پیش فردا بود که چه اتفاقی میخاد بیفته دلم خیلی شور میزد همش با خودم این فکرو میکردم که میخاد یک اتفاقی بیفته بهترین اپلیکیشن دوستیابی خارجی دم در رستوران نگه داشت وارد رستوران شدم به سمت فضای سنتی رستوران که واقعا زیبا بود.
رفتیم تختا به صورت گرد چیده شده بود و یک آبنما به شکل مجسمه ی زن وسطش بود صدای موسیقی لایتی که توی فضا پخش میشد با صدای شر شر آب آرامش زیادی به وجود.میاورد به سمت فردی که برنامه دوستیابی خارجی رایگان باهاش احوال پرسی کرد برگشتم و با دیدنش چشمام از حدقه در اومد و موقعی که آرتام منو دید باهام گفتیم: بازم تو ؟؟؟؟؟ اپلیکیشن های دوست یابی خارجی از دیدنش تعجب کرده بودم نمیدونستم اینجا میبینمش و واقعا از دیدنش تعجب کرده بودم نمیدونستم بازم اینجا میبینمش اونم به عنوان دوست اپلیکیشن دوستیابی خارجی! دوباره اونروز توی ذهنم مرور شدبهترین اپلیکیشن های دوستیابی خارجی آقا برو اونور دیگ ماشینتو جابه جا کن ای بابا _ نه مثل جابه جا نکنم چی میشه ؟ _ هه! مثل کی میخاد اینکارو بکنه ؟؟؟ تو؟! + میبینی حالا سوار ماشینم شدم دنده رو عوض کردم