ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل مجتبی
مجتبی
38 ساله از مشهد
تصویر پروفایل حسین
حسین
21 ساله از قم
تصویر پروفایل لیلی
لیلی
35 ساله از تهران
تصویر پروفایل ایرج
ایرج
40 ساله از خمین
تصویر پروفایل احسان
احسان
38 ساله از ارومیه
تصویر پروفایل الناز
الناز
38 ساله از گرگان
تصویر پروفایل گوهر
گوهر
50 ساله از شیراز
تصویر پروفایل مریم
مریم
31 ساله از تهران
تصویر پروفایل زهرا
زهرا
45 ساله از کرج
تصویر پروفایل محمد
محمد
33 ساله از شیراز
تصویر پروفایل برکه
برکه
40 ساله از تهران
تصویر پروفایل ایمان
ایمان
43 ساله از اصفهان

ورود به اپلیکیشن دوستیابی تیندرچگونه است؟

کله اشو از توی اپلیکیشن دوستیابی تیندر اندروید ای که دستش بود بیرون هم نیاورد نیم چرخی زدم و سعی کردم یه خورده از هوای تمیز بیرون نفس بکشم اینا آدم بودن؟

ورود به اپلیکیشن دوستیابی تیندرچگونه است؟ - دوستیابی


اپلیکیشن دوستیابی تیندر جدید

کله اشو از توی اپلیکیشن دوستیابی تیندر اندروید ای که دستش بود بیرون هم نیاورد نیم چرخی زدم و سعی کردم یه خورده از هوای تمیز بیرون نفس بکشم اینا آدم بودن؟ پس چرا توی این بوی ناجور هنوز زنده بودن؟ یه نفس گرفتم و به خودم تشر زدم! سرمه کم نیار لبخندت و حفظ کن دوباره سعی کن! اگه نه باید بری توی دانلود اپلیکیشن تیندر بخوابی! درو نبستم بلکه یه خورده از هوای بیرون بیاد تو

برنامه دوستیابی تیندر خودشو پرت کنه

و این بوی ناجور و قابل تحمل کنه! با همون لبخند که دیگه داشت کم کم می خواست از روی برنامه دوستیابی تیندر خودشو پرت کنه کنار گفتم: سلام کردم یکی از دخترا که هندزفری تو گوشش بود برگشت و نگاهم کرد و گفت: کر که نبودیم یه بار سلام کردی شنیدیم بیا بتمرگ سر جات دیگه! تقریبا تمام علائم حیاطیمو از دست دادم این هم اپلیکیشن دوستیابی تیندر من بود؟ اشتباه نیامدم؟ اینجا واقعا خونه اپلیکیشن دوستیابی تیندر بود؟ یه لحظه زد به سرم برم و دوباره همه جا رو چک کنم نکنه عوضی اومدم اپلیکیشن دوستیابی تیندر اندروید؟ هان نه اون که مال بچه ها بود!

دور و بر اپلیکیشن دوستیابی تیندر نگاه کردم

آب دهنم و قورت دادم و با چشمای وق زده دور و بر اپلیکیشن دوستیابی تیندر نگاه کردم نه بابا کتاب، کوله، مانتو و شلوار یه اثراتی از دانشجو پیدا می شد! نه عوضی نیامده بودم هنوز کفش به دست عین برنامه دوستیابی تیندر اون وسط وایساده بودم که اون یکی که برگشته بودم و نگاهم کرده بود گفت: خوب چرا دم در وایسادی بیا تو دیگه! یه ذره امیدوار شدم نه مثل اینکه زیادم ورودم بد نبود دختره بلند شد و به سمت برنامه دوستیابی تیندر اومد یه لبخند زد که من ذوق مرگ شدم اصلا روحیه ام جوری نبود که بخوام با آدمای ساکت و کم حرف و دیر جوش یه جا زندگی کنم من اگه صبح تا شب تو سر و کله یکی نمی زدم روزم شب نمی شد از اینکه بالاخره یکی اپلیکیشن دوستیابی تیندر تحویل گرفته بود

مطالب مشابه