
آوا مووی مانی هیست رکتر شد: -آقا میالدتون چطوره؟
نگاه شاکی آوا موویی که تیز نشسته بود توی قرنیه و عنبیه و عدسی های آوا مووی مانی هیست، کمی مکث کرد و بعد رفت پی پسری که روی اسکوترش داشت حال میکرد. آوا مووی کره خندید.
- -چیه؟
- خبری نداری ازش یا داری و من رو محرم نمیدونی؟
- آوا موویی هم بدجنس شد.
- -دومی! آوا مووی کره خوشش نیامد.
آوا مووی آدرس جدید گرفت و به مورچه ای داد
نگاهش را شاکی از قیافه ی عصبانی آوا مووی آدرس جدید گرفت و به مورچه ای داد که داشت از روی تنه ی مخملی درخت باال میرفت و شاخک هایش را تکان میداد.
-من نمیفهمم من االن اینجا چیکار میکنم؟ تو اینجا چیکار میکنی؟ چرا اومدی؟ آوا مووی آدرس جدید با حرص چند قورت از نسکافه را خورد. -اومدم چون فکر میکردم به بودنم نیاز دارین. آوا مووی کره که حس کرد شاپرک در حال پریدن است، مسیر لحنش را تغییر داد: -اون که صد البته. نیاز هست. -نیاز دارین و اینقدر آزار دهنده حرف میزنین؟ آوا مووی ویچر به زور خندید. -من آزار دهنده حرف میزنم یا تو؟ -مگه من چی گفتم؟ مورچه رسیده بود ده سانت باالتر. -الزم نیست بعد از اون عبارت کذایی چیزی بگی. آوا مووی سایت باز خیره شد به چمن های نزدیک نوک کفش آوا مووی ویچر.
-کدوم عبارت؟ مورچه رسید به یک جور برآمدگی که منطقه صعب العبوری به نظر میرسید-آقا میالد و آقای آوا مووی 3. مقایسه شون کن! آوا مووی سایت نگاهش روی همان چمن ها ماند. سکوت پهن شد بینشان و آوا مووی ویچر فکر کرد این سکوت میترساندش.
این که الان و در این ثانیه ها و بازه ی زمانی چه در ذهن آوا مووی پیکی بلایندرز مقصود خاصی اش میگذرد، ترسناک است. -چرا جواب نمیدی؟ آوا مووی سایت لب زد. زمزمه کرد. خیلی آرام در حالی که داشت به بچه هایی نگاه میکرد که شور بازی در بینشان موج میزد: -من دیگه حرفی ندارم برای گفتن. آوا مووی آدرس جدید کفری شد. گوشه ی چشمش را مالید. حرفی ندارد برای گفتن؛ این یعنی میخواهد برود و باز مرداب سوء تفاهم مدت ها بینشان فاصله بیندازد. گوشه ی چشمش درد گرفت. -نمیخوای علت بیاری؟
- نمیخوای توضیح بدی یا نه اصال فقط توجیه کنی؟
- آوا مووی سایت اینبار خندید.
- -چرا باید توضیح بدم یا توجیه کنم آقای آوا مووی 3 ؟
- شما از حس من باخبرین.
- حداقل االن بعد اینکه استراق سمع کردین.
- بقیه ش دیگه اذیت کردنه.
- شما از اذیت کردن من لذت میبرین.
- نمیدونم چرا واقعاً. استراق سمع؟
- با بهت گفت: -من استراق سمع کردم؟!
داشتی بیخ گوش من اعتراف میکردی. من استراق سمع کردم؟! آوا موویی باز لب زد: -اعتراف؟ من اعتراف کردم؟ آوا مووی آدرس جدید تا نیمی از لیوان را خورد و بالفاصله جواب داد: -آره. اسمش رو چی میذاری؟ من اسمش رو میذارم اعتراف. باز سکوت فضا را پر کرد و آوا مووی مانی هیست دیگر نمیتوانست در برابر سکوت های نا به هنگام و خطرناک آوا مووی پیکی بلایندرز اش منفعل عمل کند و لحنش را زنانه کرد و گفت: »-آوا موویی میمیره براتون.« اگه این اسمش اعتراف نیست، پس چیه؟ بعد هم کامالً بارز و مشخص خندید یا یک جور پوزخندی که نشان موفقیتی بارز باشد