
...باشه برای اونم شکر میریزم قهوه ها که آماده شد توی فنجونا ریختم اما برای ورود به سایت همسریابی توران 81 توی لیوان بزرگی که داشت درست کردم چون عادتش بود قهورو توی اون میخورد ورود به سایت همسریابی شیدایی هم کیکارو روی میز گذاشت و دستشو سمت سینی برد بهداد من میبرم باشه ای گفتم و منم به دنبالش با ظرف کیک خارج شدم همه توی سالن جمع شده بودنو داشتن حرف میزدن مثل همیشه سولین کنار ورود به سایت همسریابی بود اما با این تفاوت که بهش نچسبیده بود یه طرف نشسته بودو داشت با موبایلش ور میرفت دامونو پاشا هم داشتن باهم حرف میزدن با اومدن منو ورود به سایت همسریابی توران توجهشون به سمت ما جلب شد
ورود به سایت همسریابی همدم به ورود به سایت همسریابی هلو که سینیرو روی میز میذاشت نگاه کرد ورود به سایت همسریابی تو درست کردی؟ بهداد نه شهرزاد زحمتشو کشید لیوان پاشارو روبه روش گذاشتم و به روش لبخندی زدم که سری به نشونه تشکر تکون داد میدونستم تو فنجون نمیخوری ورود به سایت همسریابی همدم آره دستت درد نکنه دامون مال من کدومه؟ این یکی بهداد اینم برای منو جیگولی خودم سولین خانوم سولین فنجونشو از دست بهداد گرفتو هوفی کشید بعد درحالیکه یکم قیافش گرفته بود موبایلشو سمت بهداد گرفتو با غرغر گفت: سولین بیا جواب اینو بده بهداد دیوونم کرد
ورود به سایت همسریابی آناهیتا از دست سولین گرفت نمیدونم
ورود به سایت همسریابی آناهیتا موبایلو از دست سولین گرفت نمیدونم چی توش دید که یکم اخم کرد و روی مبل نشستو باهاش ور رفت سولین هم کنجکاو به سمتش رفتو کنارش نشست سرشو کش آورد تا ببینه ورود به سایت همسریابی هلو چی کار میکنه چون جای خالی برای من نبود رفتم و کنار دامون نشستم نمیخواستم کنار پاشا بشینم چون اینطوری روش تسلطی نداشتم اما اینطوری میتونستم زیرچشمی بهش نگاه کنم دامون یکم خودشو بهم نزدیک تر کرد درحالیکه به روبه روش نگاه میکرد یکم به سمت من خم شدو با لحنی که فقط خودمون بشنویم پچ پچ مانند گفت:
دامون میبینم که کم آور دی منم عین خودش پچ پچ مانند گفتم: من عمرا از تو یکی کم بیارم فقط کوتاه اومدم تا صدامون باز باال نره ورود به سایت همسریابی تازه از شرکت برگشته خستس دامون چه قدر نگران پاشایی خسته بودن اون به تو چه ربطی داره؟ به سمتش برگشتم که اخماشو توهم برده بود این حرکت االنش یعنی چی؟غیر تی شده یا داره طعنه بهم میزنه تا حرف واسم در بیاره؟اصال به اون چه ربطی داره؟ ربط که داره به عنوان عضوی از این خونه حق آرامش داره جناب استاد بهداد من امروز با این قرار میذارم میکشونمش یه جا دمار از روزگارش درمیارم سولین نه دیگه ورود به سایت همسریابی آناهیتا اینو نداشتیم فقط قرار بود جوابشو بدی درضمن تقصیر خودت بود بهداد من این حرفا حالیم نیست باید یه دل سیر کتکش بزنم ورود به سایت همسریابی باز چی شده؟
به سمت ورود به سایت همسریابی همدم برگشت
سولین هول کرد ورود به سایت همسریابی بهترین همسر اخماشو توهم کشید و به سمت ورود به سایت همسریابی همدم برگشت ورود به سایت همسریابی بهترین همسر چیز خاصی نشده تو نگران نباش از شرکت چه خبر؟ ورود به سایت همسریابی خبر خاصی نیست راستی حاال که هممون دور هم جمع شدیم میخوام بهتون بگم که فرداشب یه پارتی میخوام بدم سولین پارتی؟اونم فرداشب؟ببخشیدا پاشا خان اونوقت من کی برم خرید لباسو آرایشگاه؟ ورود به سایت همسریابی فردا وقت میکنی سولی جان نگران نباش بخوایی اینترنتی میتونی سفارش بدی تا فردا میرسه دستت سولین با حرص پوفی کشید بهداد موبایل سولینو روی پاش گذاشت و خم شدو فنجون قهوه خودشو سولینو برداشت بعد درحالی که به سمت دامون برمیگشت که توی فکر بود گفت: ورود به سایت همسریابی شیدایی چی شده تو فکری؟ دامون چیز مهمی نیست بچه های شرکت هم هستن؟ ورود به سایت همسریابی توران 81 آره یه نفر دیگه هم هست هممون منتظر بهش نگاه کردیم ورود به سایت همسریابی توران 81 نگاهش جدی شده بود