
چشمامو ریز کردم و فقط سر تکون دادم بالاخره که دستم بهش می رسید باشه طلبت والا مووی آدرس جدید سایت که فهمید فعلا حال مشت و لگد زدن ندارم باهمون خنده بدترکیبش نزدیک شد و مشتی توی کتفم زد که منم معطلش نکردم و برگشتم و یکی خوابوندم توی گوشش و والا مووی آدرس جدید سایت جدید زیر خنده زدیم مثل همیشه خل بازی هامون ته نداشت
والا مووی آدرس جدید سایت جدید یه جور دیگه باحال بودن
اصلا بچه های والا مووی آدرس جدید سایت جدید یه جور دیگه باحال بودن اگه یه بار در روز از این کارا نمی کردیم روزمون شب نمی شد انگار انرژی که بچه ها داشتن ته نداشت وقتی سیلی رو خوابوندم تو گوش والا مووی آدرس جدید از اون طرف خیابون صدای دست و بلند شد برگشتیم و نگاهی به او سه تا دلقکی که داشتند خودشون و می کشتند تا نگاهشون کنیم انداختم با خونسردی ابرویی براشون بالا انداختم و برای یک والا مووی آدرس جدید مستر مووی دست تکون دادم سر و صدای دسته پسرها هنوز از اون طرف می اومد: نهار مهمون ما این سیلی ناز شست داره ها والا مووی آدرس جدید داشت هرهر می خندید و منم سعی می کردم نخندم چون اون سه نفر با نیش باز به ما زل زده بودن: والا مووی آدرس جدید سایت بسه دیگه الان داری برای چی داری دقیقا می خندی؟ اون سه نفر هنوز داشتن وز وز می کردن که من برای یه والا مووی آدرس جدید مستر مووی دست تکون دادم و داد زدم: مستقیم! هنوز صدای اون سه تا نخاله می اومد
والا مووی آدرس جدید آریا بعدی رد شد
مام مستقیم می ریم ها پیچ پیچی هم می ریم و خودشون از این جک بی مزه شون هر هر خندیدن والا مووی آدرس جدید آریا بعدی رد شد و دوباره داد زدم مستقیم و بالاخره والا مووی آدرس جدید آریا وایساد والا مووی آدرس جدید و که هنوز داست می خندید هول دادم توی ماشین: اهه بس دیگه! والا مووی آدرس جدید سایت ساکشو انداخت کنارش و پوفی کرد و گفت: مهر اینقدر گرم؟ مردیم بابا همون جور که خودشو باد می زد گفت: با خوابگاه چکار کردی؟ دست کردم و هدمو بیرون کشیدم یک لحظه احساس کرد مغزم خنک شد منم تکون دادم راننده نگاهی توی آینه به ما انداخت و شیشه رو تا ته داد پائین خنده ام گرفته بود معلوم بود حسابی بو می دادیم لبمو گاز گرفتم و گفتم: هنوز که هیچی! واقعا فکر نمی کردم ترم پنجم قرار باشه این همه بد بیارم والا مووی آدرس جدید از توی جیبش پاکت کوچیکی بیرون کشید روی پاش گذاشت: بخور! همیشه عین این مادربزرگا یه چیزی واسه خوردن داشت