
معلوم بود که حسابی می خواد انتقام باخت بسکتبالشو از ما بگیره با یه لبخند یه وری به حرکات نمایشی سایت ازدواج موقت رایگان نگاه می کرد خوب کی با کی؟ سایت ازدواج موقت رایگان با یه شوت توپ و تو دروازه کوبید و گفت: وامیسته تو دروازه من! شما دوتا هم با هم! ابروی سایت ازدواج موقت رایگان بالا پرید: مثل اینکه خیلی به خودت مطمئنی؟
پنل کاربری همسریابی موقت آغازنو سری تکون داد
پنل کاربری همسریابی موقت آغازنو سری تکون داد و با تمسخر گفت: فوتبال تو خون پسراس پس شک نکن که من از شما دوتا قوی ترم دست به سینه کنار اغازنو وایستادم و گفتم: جوجه رو آخر پاییز می شمارن آقا پنل کاربری همسریابی موقت آغازنو! سری تکون داد و با اعتماد به نفس گفت: می بینیم! بعدم صداشو انداخت به سرش و گفت: بیا دیگه شب شد! بعد از چند دقیقه با یه دست لباس اسپرت صورتی از سالن خارج شد کتونی هاشو پوشید و اومد سمت ما! پنل کاربری همسریابی موقت آغازنو نگاهی به کرد و گفت: این و نگاه این چه رنگاییه که می پوشی؟ اخه صورتی؟ مگه چهار سالته؟ نگاه بی تفاوتی به پنل کاربری همسریابی موقت آغازنو کرد و گفت: می خوای تو دروازه وایسم یا نه؟ پنل کاربری سایت همسریابی هلو پوفی کرد و گفت: آره!
منم واقعا با پنل کاربری سایت همسریابی هلو موافق بودم
رفت سمت دروازه و گفت: پس دهنت و ببند! منم واقعا با پنل کاربری سایت همسریابی هلو موافق بودم با اون جثه ریزی که داشت توی این لباسای صورتی مخصوصا با اون موهایی که توی آفتاب برق طلایی داشت با اون چشمای رنگی عروسکی حسابی مثل دختر کوچولو ها شده بود اصلا انگار نه انگار که دو سه سالی از من و اغازنو بزرگتره! پنل کاربری سایت همسریابی هلو روی دیوار مقابل با گچ یه مستطیل کشید و گفت: اینم دروازه شما! اغازنو سری تکون داد و دنباله های شالشو کرد توی مانتوش منم دسته های شالمو عین روسری پشت سرم گره زدم قیافه خزی شده بودم ولی بی خیال فوتبال و عشق است همون موقع مینو خانم با بساط چایی پیداش شد روی تخت کنار حیاط نشست و گفت: تماشاچی نمی خواین؟ اگه شما باشین چرا که نه! پنل کاربری سایت همسریابی هلو هم با خنده گفت: مامان تازگی ها به ورزش علاقه مند شدی؟ جریان چیه؟